ترجمه "hoved" به فارسی
کله, سر, سَر بهترین ترجمه های "hoved" به فارسی هستند.
hoved
noun
neuter
دستور زبان
-
کله
nounJeg forsøgte at kløve dit hoved med en morgenstjerne.
من سعي کردم با يه گرز کله ت رو قطع کنم.
-
سر
nounJeg har for mange ting i hovedet for tiden.
این روزها افکار زیادی در سر دارم.
-
سَر
Slangens hoved bliver skåret fra kroppen når det er tid til det.
در راه هدفمون ، سَر مار بريده خواهد شد.
-
ترجمه های کمتر
- شخصی
- کسی
- یک شخص
- یک کسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hoved"
عباراتی شبیه به "hoved" با ترجمه به فارسی
-
دماغ · مخ · مغز
-
عنوان پی 1 (P1)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن