ترجمه "hud" به فارسی

پوست, pust, لایه زیرین پوست بهترین ترجمه های "hud" به فارسی هستند.

hud noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    یکی از بزرگ ترین اعضای بدن

    Ok, og så gennem min hud en lille smule, og så ud på den anden side sådan her.

    فقط یه کم از بین پوست دستم رد میشه, بعدش از اون طرف دستم در میاد,مثل این.

  • pust

  • لایه زیرین پوست

    noun
  • پوشش اندام

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hud
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Huden er vokset over hans ansigt, indtil han blev kvalt.

    پوست روي صورتش کشيده شده تا زماني که ديگه خفه شده.

تصاویر با "hud"

اضافه کردن

ترجمه های "hud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه