ترجمه "hurtigt" به فارسی
تند, بهتندی, بهسرعت بهترین ترجمه های "hurtigt" به فارسی هستند.
hurtigt
adjective
adverb
neuter
دستور زبان
-
تند
adverbSpol hurtigt frem til passagererne går ind i køretøjet igen.
فيلم سوار شدن مسافر ها رو تند کن.
-
بهتندی
-
بهسرعت
Jeg var lærenem og fik snart stor succes inden for denne hurtige og farlige sport.
بهسرعت همه چیز را یاد میگرفتم و پس از چندی در این ورزش خطرناک که بازی با سرعت بود، موفقیتهایی کسب کردم.
-
ترجمه های کمتر
- جلدی
- سریعا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hurtigt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hurtigt" با ترجمه به فارسی
-
مراحل سریع
-
جلو بردن سریع
-
تور سریع
-
قوانین سریع
-
جستجوی سریع
-
tond · zud · بهتندی · بهسرعت · تند · جلدی · سریع · سریعا · فرز
-
هرچه زودتر
-
نوار ابزار دسترسی سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن