ترجمه "hypotese" به فارسی
فرضیه, تخمین, تصور بهترین ترجمه های "hypotese" به فارسی هستند.
hypotese
noun
common
دستور زبان
-
فرضیه
Dette ledte mig, som adfærdsøkonom, til en interessant hypotese.
بعنوان یک اقتصادان رفتاری این مسئله مرا به فرضیه چشمگیری هدایت کرد.
-
تخمین
noun -
تصور
noun
-
ترجمه های کمتر
- حدس
- ظن
- فرض
- نگره
- گمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hypotese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hypotese
-
فرضیه
Hypotesen var faktisk, at det var din menneskelige tilstand, der gjorde dig modtagelig.
در واقع فرضیه این بود که قانون اساسی شما را مبتلی به بیماری می کند.
عباراتی شبیه به "hypotese" با ترجمه به فارسی
-
مغز در خمره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن