ترجمه "i" به فارسی

در, اندر, شما بهترین ترجمه های "i" به فارسی هستند.

i adposition دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun verb adposition

    Faren forbød mig at læse bøger i sengen.

    پدرم مرا از مطالعه کردن در تخت خواب منع کرده اند.

  • اندر

    adposition

    Du kan ikke bare efterlade ham herinde, grams!

    نمي توني اندر راحت ولشون کني ، گرمز!

  • شما

    pronoun

    Der er allerede gået to uger og jeg har ikke set dig.

    اکنون دو هفته گذشته، و من شما را ندیدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " i " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

I pronoun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شما

    noun

    I etnisk iransk mad kan du finde mange produkter der er lavet af mælk.

    در غذاهای ایرانی شما می توانید محصولات فراونی که از شیر به دست آمدند، ببینید.

  • تو

    noun

    Du har aldrig tid til de vigtige ting!

    تو هیچگاه برای چیزهای مهم وقت نداری!

  • šomā

تصاویر با "i"

عباراتی شبیه به "i" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "i" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه