ترجمه "insekt" به فارسی
حشره, حشرات, عنکبوت بهترین ترجمه های "insekt" به فارسی هستند.
insekt
noun
neuter
w
دستور زبان
-
حشره
nounForskellen på os og insekter er, at vi har en bevidsthed.
چي چيزي مارو مثلاً از حشرات متمايز ميکنه ، اينه که ما هوشياري داريم.
-
حشرات
ردهای از ششپایان
Forskellen på os og insekter er, at vi har en bevidsthed.
چي چيزي مارو مثلاً از حشرات متمايز ميکنه ، اينه که ما هوشياري داريم.
-
عنکبوت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insekt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "insekt"
عباراتی شبیه به "insekt" با ترجمه به فارسی
-
جیرجیرک · زنجره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن