ترجمه "ivrig" به فارسی
ترد و شکننده, مشتاق بهترین ترجمه های "ivrig" به فارسی هستند.
ivrig
adjective
دستور زبان
-
ترد و شکننده
adjective -
مشتاق
adjectiveDe kendte ikke sproget og var ivrige efter at komme af sted.
با وجود آن که آنها نمیتوانستند به زبان آلبانیایی صحبت کنند، ولی مشتاق بودند که به آنجا بروند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ivrig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن