ترجمه "job" به فارسی
شغل, ایوب, دام بهترین ترجمه های "job" به فارسی هستند.
job
-
شغل
nounJeg fortsætter med at skrive alligevel, for det er mit job.
ولی من از رو نمی روم من همچنان به نوشتن ادامه می دهم چون این شغل من است.
-
ایوب
properJob holdt ud — det samme kan vi!
ایوب تحمل کرد — پس ما هم میتوانیم تحمل کنیم!
-
دام
noun
-
ترجمه های کمتر
- رنج
- مجادله
- محصول رنج
- محنت
- وظیفه
- کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " job " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Job
Job (Bibelen)
-
ایوب
properJob (Bibelen)
Job holdt ud — det samme kan vi!
ایوب تحمل کرد — پس ما هم میتوانیم تحمل کنیم!
تصاویر با "job"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن