ترجمه "job" به فارسی

شغل, ایوب, دام بهترین ترجمه های "job" به فارسی هستند.

job
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شغل

    noun

    Jeg fortsætter med at skrive alligevel, for det er mit job.

    ولی من از رو نمی روم من همچنان به نوشتن ادامه می دهم چون این شغل من است.

  • ایوب

    proper

    Job holdt ud — det samme kan vi!

    ایوب تحمل کرد — پس ما هم میتوانیم تحمل کنیم!

  • دام

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رنج
    • مجادله
    • محصول رنج
    • محنت
    • وظیفه
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " job " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Job

Job (Bibelen)

+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایوب

    proper

    Job (Bibelen)

    Job holdt ud — det samme kan vi!

    ایوب تحمل کرد — پس ما هم میتوانیم تحمل کنیم!

تصاویر با "job"

اضافه کردن

ترجمه های "job" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه