ترجمه "kasse" به فارسی
جعبه, باکس, مورد بهترین ترجمه های "kasse" به فارسی هستند.
kasse
noun
common
w
دستور زبان
-
جعبه
nounDer er en masse værktøj i kassen.
ابزارهای زیادی در جعبه وجود دارد.
-
باکس
Lad os få otte kasser øl op foran, resten i køleskabet.
خيلي خوب, هشت تا باکس آبجو رو بذار جلو بقيه رو بذار يخچال پشتي
-
مورد
noun -
مکعب مستطیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kasse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kasse
-
مکعب مستطیل
تصاویر با "kasse"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن