ترجمه "klage" به فارسی

شکایت کردن, گریه بهترین ترجمه های "klage" به فارسی هستند.

klage verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکایت کردن

    verb

    Det er ikke víst at klage over de lidelser vi har på grund af vores synder.

    اگر به ناچار باید متحمّل عواقب و نتایج گناه یا اشتباهمان شویم «شکایت» کردن کار عاقلانهای نیست.

  • گریه

    noun

    Da de endelig kommer til Jaiʹrus’ hus, ser de en masse mennesker der græder og klager.

    سرانجام وقتی آنها به خانهٔ یائِرُس میرسند، مردم در حال گریه و عزاداری هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه