ترجمه "klar" به فارسی

شفاف, تابناک, روشن بهترین ترجمه های "klar" به فارسی هستند.

klar adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفاف

    Efter du gik, begyndte min far at snakke og han var bemærkelsesværdigt klar.

    وقتي رفتي ، پدرم نشست و شفاف باهام صحبت کرد

  • تابناک

    adjective
  • روشن

    adjective

    Er du klar over hvor meget hun elsker dig?

    آیا برایتان روشن است که او چقدر زیاد شما را دوست دارد؟

  • ترجمه های کمتر

    • زلال
    • فروزان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه