ترجمه "knuse" به فارسی
شکستن, بغل کردن, خرد شدن بهترین ترجمه های "knuse" به فارسی هستند.
knuse
verb
دستور زبان
-
شکستن
verbStraffer litlle Jody for at knuse nogen æg.
کنار اسطبل هستن ، " جودي " رو واسه شکستن تخم مرغ ها تنبيه مي کنن.
-
بغل کردن
verb -
خرد شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خردکردن
- خمیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن