ترجمه "koalition" به فارسی
ائتلاف, بهم آمیختگی, پیوستگی بهترین ترجمه های "koalition" به فارسی هستند.
koalition
-
ائتلاف
nounJeg indfrier vores aftale når din dronning, anerkender min koalition.
موقعي كه ملكه به ائتلاف احترام بذاره من به قرارمون احترام ميذارم
-
بهم آمیختگی
noun -
پیوستگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koalition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koalition
-
ائتلاف
nounاتحاد موقت گروهها و نیروها
Jeg indfrier vores aftale når din dronning, anerkender min koalition.
موقعي كه ملكه به ائتلاف احترام بذاره من به قرارمون احترام ميذارم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن