ترجمه "kollega" به فارسی

هم قطار, هم کار, همکار بهترین ترجمه های "kollega" به فارسی هستند.

kollega noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هم قطار

    noun
  • هم کار

    noun
  • همکار

    noun

    Du havde samleje med en kollega oven på de madvarer, vi sælger til kunderne.

    تو روي محصولي که به مردم مي فروشيم ، با يه همکار مقاربت جنسي داشتي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kollega " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kollega"

اضافه کردن

ترجمه های "kollega" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه