ترجمه "kommando" به فارسی

فرمان, امر, کاماندو بهترین ترجمه های "kommando" به فارسی هستند.

kommando
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Min første kommando kan ikke være at ophæve Alfaders sidste.

    اولين فرمان من مسلما نميتونه ضد آخرين فرامين پدرم باشه

  • امر

    noun

    De er nu under min kommando.

    از الان تحت امر من هستيد.

  • کاماندو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kommando " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kommando" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه