ترجمه "kompromis" به فارسی
تراضی, توافق, مصالحه بهترین ترجمه های "kompromis" به فارسی هستند.
kompromis
noun
neuter
دستور زبان
-
تراضی
noun -
توافق
nounDette er ikke en invitation til at forhandle og nå frem til et kompromis.
واژهٔ محاجّه یا حجّت آوردن به مفهوم گفتگو و مذاکره و به توافق رسیدن و معامله کردن نیست.
-
مصالحه
nounFjendernes forsøg på at få Nehemias til at gå på kompromis slog fejl.
دشمنان حداکثر سعی و تلاش خود را کردند که نَحَمِیا با آنها مصالحه کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kompromis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن