ترجمه "kondom" به فارسی

کاپوت, لاستیک, کاندوم بهترین ترجمه های "kondom" به فارسی هستند.

kondom noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاپوت

    noun
  • لاستیک

    noun
  • کاندوم

    noun

    Forestil dig du er arresteret, mens du har kondomer på dig - det vil blive brugt imod dig.

    تصور کنید که بدانید اگر موقع دستگیر شدن کاندوم داشته باشید، علیه شما استفاده خواهد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • محافظ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kondom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kondom
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاندوم

    noun

    Kondom-ringen i den gamle signalerede ikke " sej " mere.

    کاندوم هاي قديمي توي چرم ديگه خيلي جالب نيستن

تصاویر با "kondom"

عباراتی شبیه به "kondom" با ترجمه به فارسی

  • به یه کاندوم احتیاج دارم · به یک کاندوم احتیاج دارم
  • به یه کاندوم احتیاج دارم · به یک کاندوم احتیاج دارم
اضافه کردن

ترجمه های "kondom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه