ترجمه "kongerige" به فارسی
پادشاهی, سلطنت بهترین ترجمه های "kongerige" به فارسی هستند.
kongerige
noun
neuter
دستور زبان
-
پادشاهی
nounHerodot siger at spil, særlig terningspil, blev opfundet i kongeriget Lydien under en hungersnød.
هرودوت میگه که بازیها، مخصوصاً بازی های با تاس، در پادشاهی لیدی اختراع شدن، در زمان قحطی.
-
سلطنت
nounMen i Betel må du ikke profetere mere, for dette er en kongelig helligdom og et kongeriges hus.“
اما در بیتئیل بار دیگر نبوّت منما چونکه آن مَقْدَسِ پادشاه و خانهٔ سلطنت میباشد.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kongerige " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kongerige" با ترجمه به فارسی
-
ملکه ویکتوریا
-
پادشاهی متحده
-
پادشاهی متحد · پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
-
دانمارک
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده
-
هلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن