ترجمه "kontanter" به فارسی

نقد, وجه نقد بهترین ترجمه های "kontanter" به فارسی هستند.

kontanter
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقد

    noun

    En onsdag havde hun fået udleveret sin månedsløn i kontanter.

    یک روز چهارشنبه او حقوق ماهانهاش را نقد دریافت کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kontanter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kontanter
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وجه نقد

اضافه کردن

ترجمه های "kontanter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه