ترجمه "kun" به فارسی

فقط, همین, هَمین بهترین ترجمه های "kun" به فارسی هستند.

kun adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقط

    adverb

    Jeg har kun halvt så mange bøger som han har.

    من فقط به اندازه نیمی از کتاب های او، کتاب دارم.

  • همین

    Der var kun få brødre, og de havde ikke mange midler til rådighed.

    به همین دلیل، گاهی محل اقامتم اصطبل یا انبار بود.

  • هَمین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه