ترجمه "kunstner" به فارسی

هنرمند, آرتیست, موسیقیدان بهترین ترجمه های "kunstner" به فارسی هستند.

kunstner noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنرمند

    noun adjective

    Dette var ødelæggelsen af min drøm om at blive kunstner.

    از بين رفتن رويايم براى هنرمند شدن بود.

  • آرتیست

  • موسیقیدان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نقاش
    • نقاش و هنرمند
    • هنرور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kunstner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kunstner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه