ترجمه "kuppel" به فارسی

گنبد, دماغ, مخ بهترین ترجمه های "kuppel" به فارسی هستند.

kuppel
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنبد

    noun

    Anden gang på 24 timer, de kaldte det en " kuppel ".

    تو 24 ساعت گذشته اين دومين باره که گنبد صداش مي کنن.

  • دماغ

    noun
  • مخ

    noun
  • مغز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuppel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kuppel"

عباراتی شبیه به "kuppel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kuppel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه