ترجمه "lager" به فارسی
انبار, ذخیره بهترین ترجمه های "lager" به فارسی هستند.
lager
noun
common
neuter
دستور زبان
-
انبار
nounGlem ikke fyrene i lageret og i elevatoren.
اوه ، اونايي که توي انبار هستن با اوني که تو آسانسوره يادت نره!
-
ذخیره
nounVi har et lager af toiletpapir.
ما ذخیره دستمال توالت داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lager" با ترجمه به فارسی
-
مرکز Exchange
-
حافظه فلش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن