ترجمه "lam" به فارسی

بره, آهوبره, لنگ بهترین ترجمه های "lam" به فارسی هستند.

lam adjective noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بره

    noun

    Men så kom drengen løbende og reddede lammet fra bjørnens gab.

    اما پسرک دنبال خرس دوید و بره را از دهان خرس نجات داد.

  • آهوبره

  • لنگ

    noun

    Ved en lejlighed var der blandt hans tilhørere en mand der havde været lam fra fødselen.

    یک بار وقتی پولُس موعظه میکرد، مردی که لنگ مادرزاد بود، در آنجا حضور داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • گودر
    • گوشت گوسفند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lam"

اضافه کردن

ترجمه های "lam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه