ترجمه "lap" به فارسی
وصله, پینه بهترین ترجمه های "lap" به فارسی هستند.
lap
-
وصله
nounBare lap mig sammen. Så klarer jeg resten.
بدن منو بخيه کردي و وصله زدي.منو رها کن
-
پینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن