ترجمه "lap" به فارسی

وصله, پینه بهترین ترجمه های "lap" به فارسی هستند.

lap
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وصله

    noun

    Bare lap mig sammen. Så klarer jeg resten.

    بدن منو بخيه کردي و وصله زدي.منو رها کن

  • پینه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه