ترجمه "laser" به فارسی
لیزر, اشعه لیزر, لیزر بهترین ترجمه های "laser" به فارسی هستند.
laser
noun
common
دستور زبان
-
لیزر
nounDet er lysaktiveret, så laseren udløste det ikke.
اون با نور سفید فعال شده ، احتمالاً اشعه ی لیزر زک تحریکش نکرده
-
اشعه لیزر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Laser
-
لیزر
Som forsker i laserteknologi var svaret lige foran mine øjne. Lasere, selvfølgelig.
به عنوان یک دانشمند لیزر، پاسخ در جلو چشمانم بود: البته، لیزر.
تصاویر با "laser"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن