ترجمه "lav" به فارسی

تخت, تنک, صنف بهترین ترجمه های "lav" به فارسی هستند.

lav adjective noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخت

    adjective noun

    Hvis I to skal lave noget mens jeg er væk, så bliv ude af min seng.

    اگه شما ميخواين کاري بکننين تا موقعي که من رفتم, از تخت من دور شيد

  • تنک

    adjective
  • صنف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پست
    • کم عمق
    • کوتاه
    • گلسنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lav
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • صنف

    noun
  • گلسنگ

عباراتی شبیه به "lav" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه