ترجمه "lav" به فارسی
تخت, تنک, صنف بهترین ترجمه های "lav" به فارسی هستند.
lav
adjective
noun
verb
دستور زبان
-
تخت
adjective nounHvis I to skal lave noget mens jeg er væk, så bliv ude af min seng.
اگه شما ميخواين کاري بکننين تا موقعي که من رفتم, از تخت من دور شيد
-
تنک
adjective -
صنف
noun
-
ترجمه های کمتر
- پست
- کم عمق
- کوتاه
- گلسنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lav " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lav
-
صنف
noun -
گلسنگ
عباراتی شبیه به "lav" با ترجمه به فارسی
-
ساختن · كردن · کردن
-
خطوط بالا-پایین
-
تغییرماهیت دادن
-
گلسنگ
-
رنانکولوس رپنز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن