ترجمه "leje" به فارسی

کرایه, اجاره, اجاره کردن بهترین ترجمه های "leje" به فارسی هستند.

leje verb noun common neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرایه

    noun

    Da han endelig var kommet til Rom, opholdt han sig to år i et lejet hus.

    سرانجام وقتی که به روم رسید دو سال در خانهای که برای او کرایه کرده بودند ماند.

  • اجاره

    noun

    I Paris har jeg lejet et værelse for en måned.

    در پاریس یک اتاق برای یک ماه اجاره کردم.

  • اجاره کردن

    I Paris har jeg lejet et værelse for en måned.

    در پاریس یک اتاق برای یک ماه اجاره کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • کرایه کردن
    • سوفا
    • طبقه
    • کاناپه
    • یاتاقان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leje " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "leje" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leje" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه