ترجمه "lesbisk" به فارسی

لزبین, همجنس گرا, همجنسگرایی زنانه بهترین ترجمه های "lesbisk" به فارسی هستند.

lesbisk adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • لزبین

    noun

    De sorte, de lesbiske, de fraskilte.

    مامانای سیاه ، مامانای لزبین ، مامانای طلاق گرفته

  • همجنس گرا

    Så mor vågner bare en morgen og vælger at være lesbisk.

    پس مامان يه روز از خواب بيدار ميشه و تصميم ميگيره همجنس گرا بشه

  • همجنسگرایی زنانه

    لزبین یا سکس دو مونث

  • گی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lesbisk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lesbisk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه