ترجمه "licens" به فارسی
اجازه, پروانه بهترین ترجمه های "licens" به فارسی هستند.
licens
دستور زبان
-
اجازه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " licens " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Licens
-
پروانه
noun properHan brugte halvdelen af natten på at true med at få min læge licens tilbagekaldt fordi jeg reddede hans liv.
کل ديشب داشت منو تهديد مي کرد... که بخاطر نجات دادن جونش ، کاري مي کنه که پروانه پزشکي من باطل بشه.
عباراتی شبیه به "licens" با ترجمه به فارسی
-
مجوز دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن