ترجمه "lille" به فارسی
كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "lille" به فارسی هستند.
lille
adjective
دستور زبان
-
كوچِک
-
کوچک
adjectiveDet lille køleskab er snavset.
آن یخچال کوچک، کثیف است.
-
خرد
adjectiveOg jeg tog folk med til laboratoriet og jeg puttede deres fingre ind i den, og jeg klemte dem en lille smule.
و میخواستم مردم را به آزمایشگاه بیارم و انگشتشان را لای آن بگذارم، و کمی آن را خرد کنم.
-
ترجمه های کمتر
- که
- لیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lille
-
لیل
Vi ankommer nu til Lille.
هم اکنون به لیل رسیدیم
تصاویر با "lille"
عباراتی شبیه به "lille" با ترجمه به فارسی
-
پپن کهتر
-
خودرو کامپکت
-
دباصغر
-
شنل قرمزی
-
اردک سرسیاه کوچک
-
دلیجه کوچک
-
فلامینگوی کوچکتر
-
شیر کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن