ترجمه "lineal" به فارسی

خطکش, خط کش, فرمانروا بهترین ترجمه های "lineal" به فارسی هستند.

lineal
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطکش

    noun

    bortset fra at tage en lineal og begynde at måle.

    به جز گرفتن یک خطکش و شروع به اندازهگیری آن.

  • خط کش

  • فرمانروا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lineal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lineal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lineal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه