ترجمه "lytte" به فارسی
گوش دادن, گوش کردن, استراق سمع کردن بهترین ترجمه های "lytte" به فارسی هستند.
lytte
verb
دستور زبان
-
گوش دادن
verbVort kendskab til grammatik får vi for en stor del ved at lytte til andres tale.
بخش بزرگی را از آنچه دربارهٔ دستورزبان میدانیم از طریق گوش دادن به دیگران میآموزیم.
-
گوش کردن
verbHan skreg for dig at vise ham barmhjertighed, men du gjorde ikke lytte.
اون فرياد زد تا شايد بهش رحم کني ؛ ولي تو فريادهاش رو گوش نکردي.
-
استراق سمع کردن
-
ترجمه های کمتر
- شنود
- فالگوش ایستادن
- نیوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lytte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lytte"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن