ترجمه "mad" به فارسی
غذا, خوراک, طعام بهترین ترجمه های "mad" به فارسی هستند.
mad
noun
common
w
دستور زبان
-
غذا
nounI begge tilfælde var der rigeligt med mad til alle.
در هر دو مورد، غذا بیش از آنچه مردم میتوانستند بخورند مهیا شد.
-
خوراک
nounAt gøre Faderens vilje var vigtigere for ham end mad!
برای عیسی به جا آوردن خواست پدرش از خوراک روزانه نیز حیاتیتر بود.
-
طعام
nounFor eksempel ville de ikke „besmitte sig med kongens fine mad“.
برای مثال، آنان ‹خویشتن را با طعام پادشاه› آلوده نساختند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mad"
عباراتی شبیه به "mad" با ترجمه به فارسی
-
متیو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن