ترجمه "magasin" به فارسی
انبار, خشاب, انبار مهمات بهترین ترجمه های "magasin" به فارسی هستند.
magasin
noun
neuter
دستور زبان
-
انبار
nounlager
med at bære hylder rundt i magasiner,
تا وسایل و قفسه ها را در انبار ها جا به جا کنند،
-
خشاب
nounammunitionsbeholder til skydevåben
Mænd har tømt hele magasiner i dem uden at ramme andet end luft.
چند تا خشاب كامل به سمتش شليك كردند ولي هيچي بهش نخورد.
-
انبار مهمات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magasin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن