ترجمه "magnet" به فارسی
آهنربا ترجمه "magnet" به فارسی است.
magnet
Noun
w
دستور زبان
-
آهنربا
materiale der skaber et magnetisk felt
Min mor lovede ham at hun ville have en magnet pakket og klar når han kom tilbage.
مادرم بهش اطمينان داد که وقتي برگرده يه آهنربا رو با وسيله نقليه اش آماده مي کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "magnet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن