ترجمه "menu" به فارسی
منو, فهرست, صورت غذا بهترین ترجمه های "menu" به فارسی هستند.
menu
noun
common
w
دستور زبان
-
منو
nounFrem med tre menuer og vis dem til bordet.
واسشون يک ، دو ، سه تا منو در مياري و مي بريشون سر يه ميز.
-
فهرست
nounRydder listen for nyligt brugte dokumenter fra KDE-menuen
فهرست اسناد اخیراً استفادهشده را از گزینگان کاربردهای KDE پاک میکند
-
صورت غذا
noun
-
ترجمه های کمتر
- صورتغذا
- فهرست خوراک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "menu"
عباراتی شبیه به "menu" با ترجمه به فارسی
-
فهرست هرمی
-
منوی شخصی
-
منوی پرونده
-
منوی شروع
-
منوی ویرایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن