ترجمه "mester" به فارسی

قهرمان, استاد, رهبر ارکستر بهترین ترجمه های "mester" به فارسی هستند.

mester noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهرمان

    noun

    Det andet, i leg — han er national mester i bridge.

    دومین صحنه زندگیش در بازی و تفریح بود. او قهرمان ملی ورق بازی است.

  • استاد

    noun

    Han kæmpede mod sin mester, og forrådte sin arv.

    او با استاد خويش جنگيد و به ميراث او خيانت کرد.

  • رهبر ارکستر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مخفف
    • مزرعه
    • معلم
    • نشخوار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mester" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه