ترجمه "michigan" به فارسی

میشیگان, میشیگان بهترین ترجمه های "michigan" به فارسی هستند.

michigan
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • میشیگان

    proper

    I maj 1971 var jeg nødt til at køre til Michigan for at tage mig af nogle pengesager.

    در مهٔ سال ۱۹۷۱ لازم شد که برای کاری به میشیگان بروم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " michigan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Michigan proper دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • میشیگان

    I maj 1971 var jeg nødt til at køre til Michigan for at tage mig af nogle pengesager.

    در مهٔ سال ۱۹۷۱ لازم شد که برای کاری به میشیگان بروم.

عباراتی شبیه به "michigan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "michigan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه