ترجمه "middag" به فارسی

ظهر, بزم, شام بهترین ترجمه های "middag" به فارسی هستند.

middag noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظهر

    noun

    tid på dagen ved eller omkring 12:00

    Det var næsten middag da jeg vågnede op.

    هنگامی که بیدار شدم تقریباً ظهر بود.

  • بزم

    noun
  • شام

    noun

    Hvordan laver middagen tilstrækkeligt grand uden fodfolk i huset.

    چطور يه شام رو عالي جلوه بديم وقتي که پادويي تو خونه نداريم.

  • ترجمه های کمتر

    • zohr
    • سور
    • ضیافت
    • مهمانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " middag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "middag"

اضافه کردن

ترجمه های "middag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه