ترجمه "minimal" به فارسی

حداقل, دست کم, کمترین بهترین ترجمه های "minimal" به فارسی هستند.

minimal
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حداقل

    adjective

    Gammel, grim. Minimal pengeværdi.

    قديمي ، زشت ، و حداقل ارزش پولي رو داره.

  • دست کم

    adjective
  • کمترین

    adjective
  • کمینه

    adjective

    Dette scenario forudser, at vi skulle være en minimal fluktuation.

    این سناریو پیش بینی میکنه که ما بایستی یک نوسان کمینه باشیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minimal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "minimal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه