ترجمه "mose" به فارسی

مانداب, باتلاق, مرداب بهترین ترجمه های "mose" به فارسی هستند.

mose verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانداب

    noun
  • باتلاق

    noun

    Jeg lagde Gellar i mosen.

    من تکه هاي " گلر " رو توي باتلاق انداختم.

  • مرداب

    noun

    Her må være en mose.

    . حتماً از مرداب هاي نزديک اينجاست

  • ترجمه های کمتر

    • خاک باتلاقی
    • خلاش
    • هور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mose" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه