ترجمه "moster" به فارسی
خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "moster" به فارسی هستند.
moster
noun
verb
common
دستور زبان
-
خاله
nounMor og moster Marie sagde, at du var blevet anholdt?
مامان و خاله ماري گفتن که تو دستگير شدي
-
عمه
nounMen jeg kendte hende som moster Peggy.
اما من اونو به عنوان عمه پگی میشناختم
-
زندایی
-
زنعمو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن