ترجمه "munk" به فارسی
راهب, راهب صومعه, رهبانی بهترین ترجمه های "munk" به فارسی هستند.
munk
noun
common
w
دستور زبان
Munk (spurv)
-
راهب
nounreligiøs stilling
Han taler om at blive reddet af to munke.
دیدی ، اون درباره ی نجات پیداکردن توسط دوتا راهب حرف میزنه
-
راهب صومعه
-
رهبانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "munk"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن