ترجمه "neandertaler" به فارسی
نئاندرتال, نئاندرتال بهترین ترجمه های "neandertaler" به فارسی هستند.
neandertaler
noun
common
دستور زبان
-
نئاندرتال
Jeg sagde, han var en neandertaler, da jeg så ham.
بهتون گفتم یه نئاندرتال همون اول دیدمش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neandertaler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Neandertaler
-
نئاندرتال
Jeg sagde, han var en neandertaler, da jeg så ham.
بهتون گفتم یه نئاندرتال همون اول دیدمش.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن