ترجمه "nerve" به فارسی
عصب, عصب محیطی بهترین ترجمه های "nerve" به فارسی هستند.
nerve
-
عصب
nounMen ingen del, ikke den mindste muskel, nerve eller åre, er overflødig.
هیچ عضوی از بدن—حتی کوچکترین عضله، عصب، یا رگ—بلااستفاده نیست.
-
عصب محیطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nerve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن