ترجمه "ny" به فارسی
نو, now, جدید بهترین ترجمه های "ny" به فارسی هستند.
ny
adjective
noun
neuter
دستور زبان
-
نو
adjectiveHun er blevet repareret så ofte, at hun er som ny.
تاحالا انقدر تعمير شده که عملاً نو نوئه.
-
now
-
جدید
adjectiveDen ny tunnel vil forbinde Storbritannien og Frankrig.
آن تونل جدید بریتانیا را به فرانسه متصل میکند.
-
ترجمه های کمتر
- تازه
- تازه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ny"
عباراتی شبیه به "ny" با ترجمه به فارسی
-
پاپوآ گینهنو
-
پاپوآ گینه نو
-
اشنوسه · شنوشه · عطسه
-
کالدونیای جدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن