ترجمه "nylig" به فارسی

اخیر, تازه بهترین ترجمه های "nylig" به فارسی هستند.

nylig adjective adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخیر

    adjective

    De nylige grusomheder i Rwanda blev udført af etniske grupper hvoraf mange enkeltpersoner hævdede at være kristne.

    فجایع اخیر رواندا، به دست گروههای قومیی صورت گرفت که بسیاری از اعضای آنها، اظهار میکردند که مسیحیند.

  • تازه

    adjective

    Den berusede bilist viste sig at være et medlem af min menighed, som var blevet døbt for nylig.

    کشف شد که رانندۀ مست عضو بخش من بود، تازه تعمید یافته بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nylig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nylig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه