ترجمه "ofte" به فارسی

بارها, اغلب بهترین ترجمه های "ofte" به فارسی هستند.

ofte adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارها

    adverb

    Flyt stigen så ofte det er nødvendigt for at være tæt på arbejdsopgaven.

    برای نزدیک شدن به کارتان هر بار نردبان را جابهجا نمایید.

  • اغلب

    noun

    Han rejser ofte udenlands.

    او اغلب به خارج از کشور میرود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ofte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ofte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ofte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه