ترجمه "omtrent" به فارسی

تقریبا, تقریباً بهترین ترجمه های "omtrent" به فارسی هستند.

omtrent
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقریبا

    adverb

    og det skete omtrent samtidigt og det samme sted.

    که همزمان و در یک جا تقریبا اتفاق افتادند.

  • تقریباً

    adverb

    Overraskende nok indeholdt alle prøverne, der hver var på størrelse med et knappenålshoved, omtrent samme antal neuroner, nemlig cirka 70.000.

    جای شگفتی است که تعداد نرونها در همهٔ نمونهها، که هر یک به اندازهٔ یک سر سوزن بودند، تقریباً برابر و حدود ۰۰۰,۷۰ بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " omtrent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "omtrent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه